همینجوری یهویی
این روزامون خیلی شلوغه .. امتحانامون شروع شده و همه پشت سر هم بدون حتی یک روز فاصله بینشون ... فردا امتحان روانشناسی دارم ولی باید واسه پسفردا که امتحان بیوشیمی دارم بخونم :/ متاسفانه همه چیز مجازیه و چهار تا جزوه و فیلم و کتاب معرفی کردن میگن بخونید و دیگه فهمیدن یا نفهمیدن ما براشون مهم نیست . خلاصه که خیلی سخته همه چیز
ولی خب با وجود همه سختی هاش حس بدی ندارم . حس بدی ندارم چون الان میدونم برای چی دارم تلاش کنم . چون الان میدونم تهش چی میشه . تازه هنوز خودمو قبول ندارم و میدونم که این ترم کم کاری کردم اما خب به خودم حق میدم چون اولین باره که دانشجو شدم😂 و هیچ تجربه ای از دانشجویی نداشتم . حتی نمیدونستم که امتحانامون اینطوری پشت سر هم قراره باشه :// ولی خب الان که فهمیدم اوضاع چطوریه تصمیم گرفتم از ترم بعد به طور جدیییی از همون اول ترم درس بخونم . تازه اگه انشاءالله این کرونای لعنتی هم دست از سرمون برداره و دانشگاها حضوری باشه برنامه های دیگه ای هم دارم . مثلا برم سرکار و کلاس بازیگری 🤩 و میدونم که اونجوری خیلی بیشتر سخت میگذره ولی ارزششو داره . نمدونم چرا ولی دوست دارم که سرم شلوغ باشه😁 به نظر من عادمای موفق وقت برای سر خاروندن هم ندارن😅 خلاصه که دلم میخواد یه زندگی شلوغ پلوغ داشته باشم🙄البته باید مدیریت زمان هم داشته باشم دیگه :) ولی خب وسط این همه غر غر های فرمالیته که با دوستان داریم و ناله ها و گلایه ها و فوحش دادن به زمین و زمان😂😆 خواستم به خودم بگم که اینا همش الکیه و در واقع من خوشحالم از وضعیتی که دارم😁 چون به چیزی که میخواستم رسیدم و حالا نوبت منه که خودمو نشون بدم😉 بله دیگه اینطوریاس😎😏
اصلا نمدونم چرا الان اینا رو اینجا نوشتم واقعا ولی خب بیخیال بذاریم بمونه به یادگار واسه روزایی که دیگه از شر امتحانا خلاص شدیم😂
شب بر شما خوش😊