هعی:)
این روزا احساسات متفاوت و عجیب غریبی تجربه میکنم، راستش اصلا نمیدونم خوبم یا نه...اصلا نمیدونم تکلیفم تو این زندگی چیه...
یه وقتایی یه چیزایی دلم میخواد و یه وقتایی حوصله همونا رو هم ندارم...
نمیدونم، خیلی سردرگمم...
خیلی دوست داشتم از این عدم قطعیت ها رها میشدم، خیلی دوست داشتم تو یه ثبات نسبی زندگی کنم، خیلی دوست داشتم اینقدر در ابهام غرق نباشم، ولی متاسفانه در زمان و مکان اشتباهی دارم زندگی میکنم...
امیدوارم زودتر یه آرامش واقعی پیدا کنم، یه نفس راحت، یه فکر آروم...و از این بلاتکلیفی دربیام...از این بی برنامگی دربیام...از این فکرای مشوش دربیام...
واقعا انتظار زیادی از زندگی ندارم...توقع سفرای گرون و لاکچری ندارم...توقع کیف و کفش و لباس برند و میلیونی ندارم...توقع جشن تولد و مهمونی های خفن و پر تجملات هم ندارم...
الان فقط میخوام یه روز بدون گول زدن خودم، بدون تلاش برای نادیده گرفتن اتفاقای دور و برم، به معنای واقعی کلمه، آزاد و در آرامش باشم و با فکر کردن به زندگیم و آیندم نگران هیچی نشم...
دلم میخواد جایی زندگی کنم که صبحا که از خواب بیدار میشم با سیلی از خبرای ضد و نقیض رو به رو نشم، اصلا دلیلی نداره که بخوام هر روز منتظر این باشم ببینم کی با کی مذاکره کرد کی با کی جنگ کرد...
دلم میخواد یه زندگی شاد و آروم و معمولی داشته باشم:)
میدونم تو این اوضاع همینم خواسته زیادیه....
ولی خب، آرزو بر جوانان عیب نیست...
*جوان؟! اوهوم🙃