امروز همه چیز طوری پیش رفت که من دیر از خونه بزنم بیرون و در نتیجه دیر برسم سرکار😑

دیشب با اینکه کلی خسته بودم ولی خوابم نمیبرد...فکر میکردم همین که سرمو بذارم روی بالش بیهوش بشم ولی خب برعکس اصلا خواب خوبی نداشتم...

الانم اوضاعم وخیمه و نمیتونم توی مترو بایستم ولی خب طبق معمول صبحا شلوغه و جا نیست و مجبورم بایستم...

آه خدا امروز رو به خیر بگذرونه...

پ.ن: نه تنها که دیر نرسیدم(فقط ۶ دقیقه دیرتر رسیدم)، بلکه تو مترو هم آقای جنتلمنی به خاطر من از جاش بلند شد و گفت من بشینم😭❤و سر کار هم همه ازم راضی بودن تقریبا داشتم کارمو خوب انجام میدادم هرچند که دهنم سرویس شد و الان از پادرد دیگه نمیتونممم.

پ.ن۲: ولی تو مترو نزدیک بود دعوا بشه، تو تاکسی هم میزگرد تشکیل داده بودن نزدیک بود سه نفری نظام رو برگردونن🥴😂