دیشب ژله رو با موفقیت درست کردم ولی یهو دیدم چقدر کم شد..اینو ببرم سر کار یکی باید بخوره بقیه نگاه کنن...هیچی دیگه گفتم ولش کن اصلا نمی‌برم:/ بذار یه دفعه دیگه با برنامه ریزی قبلی وسایل موردنیاز و دقیق رو بخرم بعد یه چیز خیلی بهتر درست کنم و ببرم...

دیشب تا خود صبح خوابم نمی‌برد...یه چیزی بین خواب و بیداری بودم همش...اضطراب گرفته بودم نمیدونم چرا...اعصابم خورد شده بود از اینکه خوابم نمی‌برد...احساس میکردم توهم زدم...ترسیده بودم...نمیدونم چی بود واقعا...

امیدوارم امروز سر کار خوب ظاهر بشم، همه چیز خوب پیش بره، چون دیروز درباره اضافه حقوق با صاحبکارم صحبت کردم و بهم گفت تو هنوز در مرحله آموزش هستی...یعنی کاملا منکر این شد که این همه هم به خودم هم به بقیه گفته بود از من راضی بوده....ولی امیدوارم درک کنه که تو چه شرایط سختی هستم الان، و نباید از علاقه من به کار سواستفاده کنه...

هرچند که خیلی دوستش دارم و برام عزیزه، ولی خب امیدوارم تو این مورد هم باهام همکاری کنه...

امید به خدا...