از اینکه جرعت ندارم احساس واقعی خودمو بیان کنم چون میترسم باز اشتباه کنم و مجبورم الکی خودمو دلداری بدم و بهانه های جور واجور واسه خودم و کارام و حسام بیارم بدم میاد ....

از این آدمی که الان داره اینا رو مینویسه بدم میاد ... نمیدونم چرا یه وقتایی خون به مغزش نمیرسه و کارایی میکنه که بعد پشیمون میشه!

هوووف نقس عمیق بکش دختر!