+
شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ | 21:3 | za#ra
با نام و یاد خدا ، حرفایی که تو دلم مونده بود و حرف حق هم بود رو گفتم!
خدایا میسپارم به خودت ... امیدوارم که همه چیز خوب پیش بره و بهشون برنخوره و مشکلی پیش نیاد :)
خدایا ، خودت میدونی که من قصد بدی نداشتم ، قصد بی احترامی هم نداشتم ، صرفا خواستم بهشون بگم که حواسم هست دارن چیکار میکنن و اینکه هر کار اونا بگن قرار نیست من بگم چشم و مطیع و گوش به فرمان باشم.
خیلی اعصابم خورد بود این چند روز ولی یه جایی دیگه باید متوجه میشدن که کاراشون اشتباهه ، ولی به هرحال ، من ، میترسم هنوزم که ناراحت بشن از دستم ، امیدوارمممم که ناراحت نشن و بفهمن من قصد بدی نداشتم :)