اتفاق افتاد شاید ...
+
جمعه بیست و دوم مهر ۱۴۰۱ | 18:17 | za#ra
گفته بودم این شهر برای اتفاقی دیدنت زیادی بزرگه!
ولی انگار امروز این اتفاق افتاد ... شاید
هنوز نمیدونم
ولی اون چند ثانیه که چهره ای شبیه چهره تو رو دیدم و گمان کردم که خودتی ، که شاید هم خودت بودی ؛ منو برد به یه عالم دیگه ...
دلم میخواست زمان متوقف شه ...
نمیدونم ...
شاید اون تو بودی واقعا ...و تو هم چشمت افتاده باشه به من :)
شاید نگاه های مشتاق و نگران و مبهم من رو حس کرده باشی ...
شاید فهمیدی که من یه غریبه نیستم ... نمیتونم یه غریبه باشم ...
نمیدونم ...
نمیدونم ...
نمیدونم ...
#و...