+
چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۰ | 22:10 | za#ra
نگفته بودم
دیروز با مهری رفتیم بیرون و کلی قدم زدیم و بهم یه هدیه داد ، یه گردنبند شکل جغده و یه دستبند اکلیلی سبزآبی طلایی :) با یه یادداشت کوچولو :)))
پ.ن: دیگه داره میشه هشت سال که با هم رفیقیم :)))
این رفاقت رو هم مدیون آتنا هستیم که ما رو با هم آشنا کرد :)
ولی الان هردومون از آتنا بی خبریم :) ...
پ.ن۲: ولی بعد از این هشت سال هنوز بهش نگفتم که عاشقم :) چون میدونم ممکنه درکم نکنه و ... ترجیح میدم چیزی بهش نگم فعلا :)))
#و...