خوش به حال خدا که تو را آفرید 

خوش به حال خدا که صاحب توست ... صاحب همه تو ... صاحب چشمانت ...

خوش به حال خدا که میداند چشمان تو چه رنگیست .....

خوش به حال خدا که نگاهش به نگاهت گره خورده همیشه ... همانطور که خودت اعتراف کردی ...

خوش به حال خدا که دستانت را گرفته و پا به پایت جاده های زندگی را قدم میزند ... 

و در دو روز مانده به چهل و دو ساله شدنت این چهل و یک سال و ۳۶۳روز زندگی ات را از بر است چون خودش نویسنده این داستان ۱۵۳۲۸ صفحه ایست ...

خوش به حال خدا که طعم کیک تولدت را نچشیده میداند ...

خوش به حال خدا که صدایت را در آن خموشی پر معنایت میشنود ...

خوش به حال خدا که تو را آفرید ...

#و...

و خوش به حال خدا که به جای تمام عاشقان دنیا با تمام معشوقان دنیا قدم میزند :))))