_Cherry Tree_

زندگی زیر سایه درخت گیلاس :)

سپید همچو برف :)

+ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۰ | 21:23 | za#ra

امروز بیست دقیقه مونده بود تا امتحانم شروع بشه ، یهو دیدم که استوری جدید گذاشتی :)))))))))

#برف

#بونسای

#تو

#عشق

#و...

+ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۰ | 19:54 | za#ra

وااااااای خیلییییی خستممممم

امروززز با بچه ها رفتیم بیروننننن

خیلی خوش گذشتتتت

ولی من از ساعت ۷ صبح بیدارم و از ساعت یک و نیم بعد ظهر رو پام واستادممم در حالی ک دیشب فقط دو ساعت خوابیدممممم

 

+ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۰ | 7:19 | za#ra

وااااقعااااا خوابم میاااااااددددددد😭😭😭

+ یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | 17:37 | za#ra

وای وای وای چقد ترسیدمممم

اشتباهی دستم خورد تو رو restrict کردم🤦🏻‍♀️بعد یهو دیدم صفحه دایرکتت محو شد :/

وایییی ینی قشنگ سکته کردم هاااااا

گفتم خدایااااا همه اون خاطره ها حذف شد چی شددد

وای نمیدونی چقد ناراحت شدم

سریععع رفتم unrestrict کردم

بعد یهو دیدم دایرکتت برگشت دوباره همه پیاما هم بود :)

و هزاااار بار خدارو شکر واقعا داشتم دیوونه میشدم چند بار محکم زدم رو پیشونیم😂💔

بعد فهمیدم که وقتی یکیو restrict میکنی دایرکتاش میره تو قسمت ریکوئستا ولی حذف نمیشه

و میتونی پیاماشو بخونی فقط خودش نمیفهمه

خب خداروشکرررررر که هیچ اتفاقی واسه صفحه دایرکتمون نیفتاد🙂

پ.ن: من برم نماز بخونم بعدشم درس بخونم

هرچند که خیلیییی خسته بودم ولی امروز نخوابیدم :)

نفس :)

+ یکشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۰ | 16:48 | za#ra

نَ‌فَ‌س

 

هر جا که تو باشی ، هوا هست :)

 

#و...

+ شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰ | 18:3 | za#ra

قلبم درد میکنه ...

این دفعه واقعا قلبم درد میکنه 

همون توده ماهیچه ای چهار حفره خون آلود درد میکنه ...

نمیدونم از استرسه یا چیز دیگه ...

ولی امیدوارم خوب بشمم زود تر 

و دیگه درد نگیره ...

خیلی بد بود خیلی ...

واقعا هیچ کار نمیتونستم بکنم ...

خداکنه که آخرش این نباشه ... 

من نمیدونم چرا اینقد ترسیدم ...

حس میکنم قراره تموم بشه این زندگی😂🙂

وای خدایا ...

یه بغضی نشسته تو گلوم ....

چقد من غریبم .... چقد تنهام ... چقد خستم ....

.

.

.

.....

+ شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۰ | 1:46 | za#ra

امشب یه نفر بهم پیام داد

یه نفر که کلا یکی دو بار بیشتر باهم حرف نزده بودیم که اونم در حد دو سه کلمه نهایتا یه جمله بود ، 

اصلا انتظار دریافت پیام از اون خانوم رو نداشتم :)

چون اصلا نه من اونو میشناسم نه اون منو

فقط منو فالو کرده بود یه مدتی

اومد حالمو پرسید :))))

بهم گفت تو آدم زلالی بودی و هستی :::))))

نمیدونم چرا اینو گفت ... بر چه اساسی 

ولی میدونم که خیلی برام قشنگ و عجیب بود این اتفاق ...

این پیام ... از طرف یه غریبه :)

چه بسا که حال من برای یه غریبه مهم بود ولی برای دوستان ... ::))))

 

شبت بخیر دختر زلال :)💙

+ جمعه بیست و چهارم دی ۱۴۰۰ | 12:44 | za#ra

یه چیزی بهت میگم یادت باشه همیشه 

اگه کسی بهت قول داد ، خیالت راحت ، یه روز به رااااحتی میزنه زیر قولش

اگه یکی قسم خورد ، خیالت راحت ، یه روز به رااااحتی میزنه زیر قسمش 

اگه یکی اصرار داشت که بگه راست میگه ، خیالت راحت ، به رااااااحتی بهت دروغ میگه

ببین خیالت راحتاینجا به هییییچکس نباید اعتماد کنی :)))

و این خیلی تلخه که در ظاهر از قربون صدقه رفتنای آدما و ابراز محبتشون خوشحال میشی ولی ته دلت منتظری که گندش در بیاد و اونم تو زرد از آب در بیاد :)))))

خلاصه که عزیزم ، خودِ عزیزم :)

گول ظاهر قشنگ این آدما رو نخور ، همشون ، همشون ، همشون یه گرگ دارن تو وجودشون که وقتی گرسنه بشه ، تیکه تیکت میکنن :) 

یادت باشه🙂🤝🏼

+ پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ | 14:45 | za#ra

فردا مجبورم به خاطر امتحانام کلاس بازیگری نرم☹💔

تف تو این امتحانا

+ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ | 15:29 | za#ra

دارم نزدیک میشم؟!

داره میشه؟؟

میشه؟!

.

.

.

میترسم ....

 

#و...

+ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ | 5:22 | za#ra

تهش چی میشه؟

چی میمونه از این همه تنهایی؟!

+ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ | 1:42 | za#ra

امشب میخوام تا صبح بیدار بمونم درس بخونم🙂🤝🏼

+ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ | 0:2 | za#ra

همه چیز تموم شده ........ فقط کافیه باور کنم ........

 

+ سه شنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۰ | 3:10 | za#ra

نمیدانم چه میخواهم بگویم و چه دارم که بگویم ...

فقط میدانم حرف های زیادی است برای گفتن که هیچگاه به زبان نخواهند آمد :)

+ دوشنبه بیستم دی ۱۴۰۰ | 16:45 | za#ra

امروز یکی از سخت تریننننن روزهای عمرم بودددد🙂💔🚶🏻‍♀️

#امتحان‌‌تئوری‌وعملی‌تمرین‌درمانی

+ دوشنبه بیستم دی ۱۴۰۰ | 1:11 | za#ra

من واقعا دارم تبدیل به آدم خفنی میشم😂🚶🏻‍♀️

خودشیفته نیستممم شواهد و مدارک اینطور نشون میده😂🤝🏼

 

پ.ن: چشمام باز نمیشه و باید همچنان درس بخونم🙂💔

+ یکشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۰ | 10:5 | za#ra

وای خدا دلم میخواد تا فردا صبح بخوابمممم😭

+ شنبه هجدهم دی ۱۴۰۰ | 18:2 | za#ra

ای امان ای امان ...

 

#و...

+ شنبه هجدهم دی ۱۴۰۰ | 11:22 | za#ra

دیگه بریدم از همه ...

دلم میخواد برم تو یه جزیره دور افتاده زندگی کنم که هییییچ آدمی به جز خودم اونجا نباشه .. :)

دلم میخواد خودم باشم برای خودم ...

دیگه واقعا حوصله هیچکسو ندارم🙃

 

پ.ن: بعضی وقتا به سرم میزنه این وبم بزنم حذف کنم ولی نمیخوام ...‌نمیتونم ... نباید ...

اینجا باید بمونه ، مدارک زیادی واسه آینده توش هست :)

برای خودم💙

+ جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰ | 21:11 | za#ra

دارم شبیه آدم بزرگا رفتار میکنم

یعنی میخوام که اونجوری رفتار کنم

میخوام که به اون نقطه ای برسم که دیگه کسی نه تنها نگرانم بشه که میتونم از پس خودم بر بیام یا نه ، بلکه بتونه بهم تکیه کنه و حتی مسئولیت های مهمی رو بهم بسپاره و خیااش راحت باشه ‌که من از پسش بر میام ، میخوام همینجا اول خودمو به خودم ثابت کنم ...

شاید خنده دار باشه ...ولی همینکه روز گذشته کلیییی درس خوندی بر هلاف همه روز های قبلش که دانشجو بودی ، وقتی هنوز به طور کلی سرماخوردگیت خوب نشده و سرفه های گاه و بی گاه اذیتت میکنن ، وقتی دیشب ساعت ۳ به رختخوات رفتی اما تا خود صبح این پهلو اون پهلو شدی و خوابت نبرده از استرس یا از هرچیز دیگه ای که نمیدونم ، وقتی با اون همه بازم ساعت ۶:۳۰ صبح از رختخواب جدا میشی و به زندگی برمیگردی و ساعت ۹:۳۰ از خونه میری بیرون و از ساعت ۱۱ تا ۱۷ تو کلاس بازیگری سپری میکنی و کلی درس میگیری و کلی تمرین میکنی و کلی انرژی صرف میکنی و بعدش شاید بیست دقیقه تو هوای سرد تو ایستگاه اتوبوس منتظر میمونی تا بالاخره اتوبوس با تاخیر روزای جمعه برسه و بعد از اینکه ساعت ۱۸:۲۰ بالاخره میرسی به اتاقت و فرصت میکنی که یکم استراحت کنی و تو فضاهای مجازی بگردی ببینی چه خبره که حقیقتا هیچ خبری نیست ، بالاخره ساعت ۱۹:۳۰ تصمیم میگیری که یکم بخوابی تا خستگی یکم از تنت بیرون بره و ساعت ۲۰:۴۰ بیدار میشی و بعد از کلی کلنجار رفتن با جسم خسته ات که هنوزم مچاله شده زیر پتو ، تصمیم میگیری که بلند بشی و بری ظرفای کثیفت رو بشوری و برای خودت یه شام خوشمزه درست کنی چون چند روزه غذای درست و حسابی نخوردی ، و فردا صبح زود هم امتحان داری ، برای اولین بار در طول این یک سال و خورده ای دانشجو بودنت میخوای امتحان حضوری بدی اونم دو تا ، تئوری و عملی ، و بعد از خوردن شام احتمالا باید حداقل یکی دو ساعت دوباره درس بخونی چون مباحثت تکمیل نشده و هنوز مطمئن نیستی به خودت ، و خب فردا صبح زود هم باز باید از خواب بیدار بشی و بری دانشکده و ... روز از نو و روزی از نو 

وقتی همه و همه اینا رو کنار هم میذارم ، می بینم که من دیگه واقعا دارم بزرگ میشم و تو سختی های زندگی تحملمو بالا میبرم و جا نمیزنم ، رو پای خودم ایستادم و دارم به خودم تکیه میکنم فقط 

اینجا دیگه نه مامان هست که برام غذای گرم و خوشمزه آماده کنه و وقتی خستم بیاد ماساژم بده ، نه امکان تقلب تو امتحانات سخت پیش رو ، رو داری و نه خیلی چیزای دیگهههه ...

الان تو فقط خودت هستی و خودت و یک شهر بزرگ که هر لحظه ممکنه تو رو ببلعه ... و تویی که هر روز داری تو خیابونای پر از گرگ قدم میزنی در حالی که سینتو سپر کردی و سرتو بالا گرفتی و به خودت ایمان داری ...

ببین

یه روزی میرسه که نتیجه همه این سختی های کوچیک و بزرگ رو نه تنها خودت ، بلکه همه می بینن :) همه

پس 

من 

از

الان

به

تو

افتخار

میکنم

زهرااااا❤

منِ اوچولو🥰

+ جمعه هفدهم دی ۱۴۰۰ | 8:6 | za#ra

دیشب پسرخالم یه عکس از بچگیام واسم فرستاد🥺

تاحالا ندیده بودم

خیلیییی گوگولیییی و تپلیییی بودم😍🤭

اندازه یه گلدون بودم😂❤

واییی چقد خواستنی بودم وقتی بچه بودم😍برعکس الان🙄

قربون خودم برمممم من🥰😂❤❤❤(وقتی یکی نیس قربون صدقت بره😂💔)

 

پ.ن:خب دیگه کم کم پاشیم بریم کلاس بازیگری🚶🏻‍♀️

فردا هم امتحان دارم🙂🤝🏼

دیشب هم اصلا نتونستم بخوابم🙂

خلاصه که خداوندا خودت بهم توان و انرژی بده💙

 

+ پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ | 1:1 | za#ra

دارم به بهمن ماه فکر میکنم ....

به احتمال ... دیدنت ...

وای خدای من ......

نمیتونم تصور کنم ....

نمیتونم ....

نمیدونم اگه بتونم ببینمت چی بهت بگم ...

اصلا حرفی برای گفتن میمونه؟ ...

اصلا توان حرف زدن دارم؟! ...

من نمیدونم میشه یا نه ...

ولی ...

کاش بشه ...

و خدا خودش جور کنه همه چیزو ...

 

#و...

+ سه شنبه چهاردهم دی ۱۴۰۰ | 21:44 | za#ra

پیش به سوی درس خواندن "جدی جدی" جهت شرکت در امتحانات "حضوری" 

اینستا هم تحریم کردم دیگه

واقعا گودبایییی

+ دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰ | 15:59 | za#ra

دوباره تو :)))) دوباره تو :)))) دوباره تو :)))))))))))

پنجره ای رو به سبز💚

مرسی که هستی امیدِ روزهای نا امیدی :)))))

عاشقتم :) و دلتنگتم :))))

#و...

+ دوشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۰ | 14:47 | za#ra

خداروشکرررررررررررر خداروهزااااارااااان باررررر شکررررررر که تست کرونام منفی شدددد🥺😭❤❤❤❤

خدایااااا مرررررررسییییی خدایااااااا عاشقتممممممم🥺😭💙💙💙💙💙💙💙

 

+ یکشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۰ | 23:6 | za#ra

خدایا🙂خودت میدونی چی میخوام بگم دیگه

پس خواهش میکنم‌خودت هوای منو داشته باش  :)

توکل بر خودت

 

شب بخیر :)

+ یکشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۰ | 16:50 | za#ra

یکی بیاد حال خراب منو دریابههههه

#سرماخوردگی‌_خر‌_است

#لعنت_بهت_کرونا

#تف_بهت_آموزش_دانشکده_توانبخشی

#خاک_بر_سر_امتحانای_حضوری

#خاک_بر_سر_من

#به_خاااااااااک_میرم

#شت_عان_دیس_لایف

#غُر_غُرررر

😑😑😑😑😑😑😑😑

+ پنجشنبه نهم دی ۱۴۰۰ | 13:53 | za#ra

مو براش شفا بودم ، او فقط دوا میخواست ... :))))))))

 

+ پنجشنبه نهم دی ۱۴۰۰ | 3:47 | za#ra

۸ دی ماه پارسال ... چه چیزی نوشتم تو وبم😄

.

.

.

دلم برای خودم میسوزه .......

عمیقاااااا دلم برای خودم و دلم میسوزه :)))))))

 

+ پنجشنبه نهم دی ۱۴۰۰ | 3:42 | za#ra

دو سال و هفت ماه ... 

واقعا کم نیست ...

هست؟! ...

با اشک هایی که تو این مدت ریختم ، میتونستم یه اقیانوس بسازم ...

.

..

...

ولی ارزشش رو داره ... "عشق" ارزشش رو داره ...

"تو" ارزشش رو داری ...

.

.

.

برام دعا کن ... توروخدا ...

 

#و...

_Cherry Tree_
about us
این درخت گیلاس با نگاه تو شکوفه میدهد :) که با تو چهار فصل سال ، بهار است بهار🌸
#و...
code

دانلود آهنگ جدید کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ